خرید بک لینک
مهر تو باشي منِ مرداد دو مشتم خاليست

برچسب: چجوري,ديگه, نویسنده: سپیده بهرامی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 18:51

با قاطعيتِ هرچه تمام تر ميگم هركي رمان هاي ميم مودب پور و امثالهم رو ميپسنده از ادبيات هيچي حاليش نيست هيچي

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:46 توسط نهيليسم |

برچسب: تاسف, نویسنده: سپیده بهرامی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 18:51

به فاطمه ميگم مصطفاام اسم زيباييه ولي بازم به پاي ميلاد نميرسه كه اخه بعد بحالت چندش طور حرفم رو تكذيب ميكنه و ميگم حالا ازين ببعد ايشالله اين اسم رو زياد ميشنوي

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:56 توسط نهيليسم |

برچسب: واقعا,داري,دستم,ميدي,ميلاد, نویسنده: سپیده بهرامی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 18:51

ميگن اونايي كه قشنگ تر ميخندن درد هاي عميق تري رو چشيدن من نميدونم اين حرف چقدر صحت داره ولي شما نميدونين زهرا چقدر قشنگُ از ته دل ميخنده نميدونين ميلاد چقدر قشنگ ميخنده نميدونين نميدونين نميدونين نميدونين

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 15:5 توسط نهيليسم |

برچسب: خوشبحال,خوشبحال,كيميا,خوشبحال,زهرا,خوشبحال,نازلي, نویسنده: سپیده بهرامی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 18:51

ميگه خوشبحالِ اوني كه تو دوسش داري بايد خيلي ادمِ خوشبختي باشه ميدونم چقدر دلت بزرگ و پاك و مهربونِ و عشقت چقدر عميق و واقعيِ

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 15:12 توسط نهيليسم |

برچسب: ارغوان, نویسنده: سپیده بهرامی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 18:51

اخ اخ اخ با زباااان فكر كن منِ پررو رفتم گفتم خانوم سليماني از بچه هاي سابق خبر نداريد ؟ ديگه كلاسي چيزي شركت نكردند ؟ گفت شما با كيا هم دوره اي بودين ؟ اسمِ بچه ها رو گفتم و گفت هرازگاهي سري ميزنن و در رفت و امدن فعاليت ميكنن بعد دانيالُ گفت كلاس ديجيتال هم اومده ميلادُ اصلا يادش نميومد زهراام گفتم هموني كه چادري بود گفت نه بابا اون كجا اخه چادري بود بعد البته اين واسه بچه هاي ترمِ اولِ عكاسي ادامه مطلب

برچسب: زباااان, نویسنده: سپیده بهرامی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 18:51

دختري كه خيانت نميكنه بامعرفت نيست خانوم بودنِ خودشُ باور داره

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 15:24 توسط نهيليسم |

برچسب: خويش, نویسنده: سپیده بهرامی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 18:51

حتي يك نفر هم اينجا رو نميخونه و من يكه و تنها واسه ارواح و اجنه پست ميزارم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 15:26 توسط نهيليسم |

برچسب: وخته,رفتنه, نویسنده: سپیده بهرامی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 18:51

تهران رفتنمون حداقل ازينطرف كنسل شد ! اينا اصلا واسه من ارزش قائل نيستند ! يه تهران رفتن چيه اخه ؟ از چيش انقدر ترس دارن ؟ ازينكه واسم قرص بگيرن و من نخورم ؟ حالا اصلا نخورم بالاخره كه شيش ماه يكبار توي بيمارستان قلبِ شهيد رجايي با ام ار اي و اكو و نوار قلب كه بايد چك شم يا نه ؟ اوكي سالي يكبارُ ميبرينم ! اما پارسال يه بيمارستان ديگه بردنم ! من بيمارستان خودمُ ميخوام ! يه تعلقِ خاطرِ خاصي بهش دارمادامه مطلب

برچسب: ميكنيم, نویسنده: سپیده بهرامی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 7:06

بهترين راه حل افزايش فالوور رو پيدا كردم و بي صبرانه منتظر فرا رسيدن اون روز كه بتونم پيج بزنم و راه حل رو روش اعمال كنم هستم D:

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 23:0 توسط نهيليسم |

برچسب: قراره,امام,استفاده,ابزاري, نویسنده: سپیده بهرامی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 16:57

دو طفلانِ مسلم و دیگر هیچ که یادم میاد هیچوخت هیچکس ازم نپرسید این دو طفلانِ مسلمی که همیشه توی وبت ازشون میگی کی یا چی هستند ولی باید بگم دو عدد فرد توی زندگیم هستند که خیلی بابت بودنشون خوشحال هستم شاید این خوشحالی بخاطر همون غرور و درونگرا بودنم خیلی معلوم نباشه اما هیچکس نمیفهمه که اینا عزیز ترادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سپیده بهرامی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 14:36

ميرم از بابات ميپرسم ها ؟ برو بپرس ! حاجي دخترت ميگه بيست و دو سالشه ، راست ميگه ؟ اره پسرم ، راست ميگه ! حاجي اصلا بهش نميخوره كه ؟ خب اينم يه مدلشه ديگه ، دخترم اگه ازدواج كرده بود الان ميبايست بچش همسن تو باشه ! حاجي ولي من تا شناسنامش رو نبينم كه باور نميكنم ، مگه نه بچه ها ؟ سيما بهش ميخوره دواادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سپیده بهرامی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 16:38

صفحه بندی